پنجشنبه 27 مهر ماه 1396 | ثبت نام | ورود | کاربر مهمان  | فارسی   English
در روز چهارشنبه ۱۳۹۶/۷/۲۶، حسین عبده تبریزی در همایش بانک مسکن شرکت کرد. در این گردهمایی که مدیرعامل، اعضای هیئت مدیره و مدیران صف و ستاد بانک حضور داشتند.
در روز چهارشنبه ۱۹ مهرماه ۱۳۹۶، حسین عبده تبریزی در هفدهمین همایش‌ سیاست‌های توسعه‌ی مسکن در ایران در محل مرکز تحقیقات مسکن و شهرسازی شرکت کرد و سخنرانی با عنوان "سیاست‌های بهینه‌ی عرضه‌ی زمین" ارائه کرد.
روزنامه ی شرق در شماره‌ی ۲۹۷۲ مورخ ۴ مهرماه ۹۶ خود، به نقل از سایت شهر نقطه نظر حسین عبده تبریزی در مورد ممنوعیت صدور هولوگرام در شهرداری تهران را انعکاس داده است.
روز چهارشنبه بیست‌ و دوم شهریورماه ۱۳۹۶، روزنامه‌ی شرق گزارشی از حضور مسعود نیلی دستیار ویژه‌ی رئیس‌جمهور در امور اقتصادی و حسین عبده تبریزی مشاور وزیر راه و شهرسازی و عضو شورای عالی بورس در گردهمایی دانش‌آموختگان دانشکده‌ی مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف ارائه داد.
یادداشت کوتاه حسین عبده تبریزی در تجارت فردا برای اولین بار از حوزه‌ی نظری فاصله می‌گیرد، و به روش‌های اجرایی می‌پردازد.
Print Send to Friends
یکشنبه 7 خرداد ماه 1391 | hits : 7157 | Code: 566
نام مقاله : شش اشتباه مدیران در مدیریت ریسک
نام مؤلف : Nassim N. Taleb, Daniel G. Goldstein and Mark W. Spitznagel
نام مترجم : میثم رادپور
تاريخ‌ انتشار : 1391
اول‌بار چاپ ‌شده در نشريه : ابرسانه، نشریۀ تخصصی بازار سرمایه، شمارۀ 1 http://www.abrsune.com/


شش اشتباه مدیران در مدیریت ریسک

1. ما فکر می‌کنیم از طریق پیش‌بینی وقایع فَرین می‌توانیم ریسک را مدیریت کنیم.

این بدترین اشتباهی است که بنا به دلایلی مرتکب می‌شویم. اول اینکه حجم انبوهی از داده‌های نامربوط گذشته در اختیار داریم. دوم اینکه با تمرکز بر تعداد معدودی سناریوی فرین، از دیگر احتمالات صرف‌نظر می‌کنیم و به این‌ترتیب، آسیب‌پذیری ما بیشتر می‌شود.

تمرکز بر پیامدهای وقایع فرین یعنی ارزیابی اثرهای احتمالی این رخدادها بسیار مؤثرتر از تلاش برای پیش‌بینی آن‌هاست. درک همین واقعیت است که استراتژی شرکت‌های تولید‌کنندۀ انرژی هسته‌ای را از" پیش‌بینی زمان وقوع حوادث" به سمت "آمادگی برای مواجهه با پیامدهای حوادث" تغییر داده است. بر این اساس، باید کوشش کنیم تا در صورت وقوع تغییرات چشمگیر در محیط، چگونگی تأثیر‌پذیری شرکت خود را در مقایسه با رقبا بررسی کنیم. آیا یک تغییر کوچک اما غیرمنتظره در تقاضا یا عرضه شرکت شما را به اندازۀ زیادی متأثر می‌سازد؟ اگر چنین است شرکت شما نمی‌تواند در مقابل افت شدید در سفارش‌ها و افزایش ناگهانی موجودی‌ها دوام بیاورد.

گاهی در زندگی شخصی خود به‌گونه‌ای رفتار می‌کنیم که برای جذب اثرات وقایع فَرین توانمند می‌شویم. در این حالت بدنبال محاسبۀ احتمال رخداد این وقایع نیستیم؛ بلکه تنها از این بابت نگرانیم که در صورت رخداد چنین حوادثی آیا برای تحمل پیامدهای آن آمادگی داریم. بر همین اساس است که به‌سادگی بیمۀ عمر، ماشین، خانه و ... خریداری می‌کنیم. در کسب و کار، بیمه به‌عنوان یک اختیار تلقی می‌شود. اگر رخداد ناگواری برای شرکت حادث شود، از این اختیار استفاده می‌شود. کسب‌وکارها می‌بایست برای تحمل پیامدهای ناگوار مهیا شوند و برای پوشش ریسک‌هایشان بیمه خریداری کنند.

2. ما معتقدیم مطالعۀ گذشته به ما در اداره‌کردن ریسک یاری می‌رساند.

مدیران ریسک اغلب ادراک وقایع گذشته را معادل پیش‌بینی وقایع آینده می‌دانند. مطالعات نشان می‌دهد که وقایع گذشته هیچ ارتباطی با شوک‌های آتی ندارد. جنگ جهانی اول، حملۀ 11 سپتامبر 2001 و دیگر وقایع مشابه، هیچ سابقه‌ای ندارند. همین مطلب در رابطه با تغییر قیمت‌ها صادق است. تا اواخر دهۀ 1980 ، بدترین کاهش روزانۀ قیمت‌های سهام حدود 10%  بود اما تلاطم قیمت‌ها در  اکتبر 1987به  23%  رسید.

شما از مدیران ریسک، خصوصاً آن‌هایی که در صنعت خدمات مالی اشتغال دارند، می‌شنوید که اغلب این بهانه را می‌تراشند. " این یکی سابقه نداشت."  آن‌ها فرض می‌کنند اگر به‌سختی تلاش کنند می‌توانند سوابقی برای هر چیزی بیابند و همۀ وقایع را پیش‌بینی کنند. وقایع فَرین سابقه ندارد. علاوه بر این جهان امروزی شبیه گذشته نیست؛ هم وابستگی‌های متقابل[1] و هم رفتارهای غیرخطی[2] افزایش یافته است. سیاست‌های متخذه در بیشتر موارد هیچ اثری بدنبال ندارد و تنها منجر به عکس‌العمل شدید‌تر می‌شود.

اشخاص غالباً انوع متغیر تصادفی را که در ذات بسیاری از متغیرهای اقتصادی است در نظر نمی‌گیرند. وجود دو نوع متغیر تصادفی یعنی اجتماعی- اقتصادی[3] باعث می‌شود ماهیت تصادفی این متغیرها نسبت به آن‌چه در کتاب‌های آمار یافت می‌شود کمتر ساختار‌یافته و قابل‌پیگیری باشد. این باعث می‌شود که وقایع، پیامدهای شدیدی به‌دنبال داشته‌باشند.

3. ما به نصایحی راجع به آنچه نباید انجام دهیم، گوش فرا نمی‌دهیم. 

توصیه‌هایی که حاوی " انجام ندادن کاری" است اغلب مفیدترند. مثلاً دعوت دیگران به سیگارنکشیدن از هر توصیۀ بهداشتی ممکن، مهم‌تر است. خلاص‌شدن از شر سیگار بیشتر از درمان هر نوع سرطانی به افراد سود می‌رساند. به همین ترتیب اگر بانک‌ها به این توصیه که "مبالغ بزرگ را در معرض حوادثی با احتمال ناچیز ولی اثرات شدید قرار ندهید." گوش فرا می‌دادند، امروز تقریباً ورشکسته نبودند و البته سود کمتری در گذشته به‌دست می‌آوردند.

با وجود اینکه در ادبیات اقتصادی یک دلار زیان ندیدن همانند ( و حتی بیشتر از ) یک دلار سود‌کردن مطلوبیت دارد، مدیران ریسک با این دو رفتار مشابهی ندارند. آن‌ها تأکید بیشتری بر کسب سود دارند تا اجنتناب از زیان. یک شرکت می‌تواند با جلوگیری از بروز زیان‌های بزرگ در زمانی که سایر رقبا در حال اضمحلالند، موفق گردد و سهم بازار آن‌ها را تصاحب نماید. در شطرنج استادان بزرگ بر اجتناب از ارتکاب خطا متمرکزند در حالیکه آماتورها بر برنده‌شدن. مشابه آماتورها مدیران ریسک تمایلی به سرمایه‌گذاری نکردن و حفظ ارزش ندارند. اما تصور کنید اگر سبد سرمایه‌گذاری شما طی دو سال گذشته دست‌نخورده باقی‌ می‌ماند، شما در مقایسه با رقبای خود که حدود 40% از ارزش سبد خود را از دست داده‌اند؛ به چه جایگاهی دست می‌یافتید. 

کتاب‌های کسب و کار پر از داستان‌ موفقیت‌هاست؛ کمتر کتابی راجع به شکست به رشتۀ تحریر درآمده است. این عدم‌توجه به توصیه‌های اجتناب از ناکامی، مدیران را وادار می‌کند مدیریت ریسک را جدای از تولید سود درنظر آورند و تنها به منزلۀ نوش‌دارو به آن بنگرند. مدیران ریسک باید فعالیت‌های مدیریت ریسک را در داخل مراکز سود بگنجانند، خصوصاً زمانی که شرکت‌ها نسبت به وقایع فَرین حساسند.

4. ما فرض می‌کنیم ریسک را می‌توان با انحراف‌معیار اندازه‌گیری کرد.

انحراف‌معیار که در مدیریت مالی به‌عنوان سنجۀ ریسک سرمایه‌گذاری بسیار مورداستفاده قرار می‌گیرد نباید در مدیریت ریسک استفاده شود. انحراف‌معیار ریشۀ دوم میانگین مربعات انحرافات است نه میانگین انحرافات. استفاده از ریشۀ دوم و مربع این سنجه را پیچیده می‌سازد. انحراف‌معیار تنها به این معناست که در دنیای تصادفی صرف، حدود دو سوم انحرافات در محدوده‌ای معین        ( یعنی 1- و 1 انحراف‌معیار از میانگین) واقع می‌شود و تغییرات فراتر از 3 انحراف‌معیار غیرممکن است. به هر حال، این سنجه در دنیای واقعی کاربردی ندارد چراکه گاهی حرکات متغیرها به 10، 20 و حتی 30 انحراف‌معیار هم می‌رسد. مدیران ریسک باید از کاربرد مدل‌ها و سنجه‌های مرتبط با انحراف‌معیار، مانند مدل‌های رگرسیون، ضریب تعیین و بتا خودداری کنند.

انحراف‌معیار به‌درستی درک نمی شود. حتی تحلیل‌های کمی نیز بر  فهم تحلیل‌گران از این سنجه دلالت نمی‌کند. در تحقیقی که در سال 2007 انجام شد، به گروهی از تحلیل‌گران میانگین مطلق انحرافات داده شد و آن‌ها به سرعت آن را با انحراف‌معیار اشتباه گرفتند و محاسباتی را بر اساس این اشتباه انجام دادند. وقتی متخصصین سردرگم می‌شوند، سایر مردم نیز حتماً مرتکب اشتباه می‌شوند. به‌راحتی می‌توان گفت در تمام موارد، اگر شخصی بدنبال آن باشد که تنها با یک عدد ریسک را بررسی کند، فاجعه را به‌سوی خود می‌خواند.

5. ما توجه نمی‌کنیم که آن‌چه به‌لحاظ ریاضی معادل است به لحاظ روانشناسی این‌چنین نیست.

در سال 1965 فیزیک‌دان معروف ریچارد فینمن[4] در کتاب ویژگی قانون فیزیکی نوشت که دو معادله که به لحاظ ریاضی مساویند، در صورتی‌که برای انسان به‌روش‌های گوناگون تشریح شوند، ممکن است نامساوی به‌نظر برسند. هم‌چنین، تحقیقات ما نشان می‌دهد که روشی که برای بیان ریسک انتخاب می‌شود بر درک افراد از آن اثر می‌گذارد. اگر شما به سرمایه‌گذاران بگویید که به‌طور متوسط هر 30 سال یک‌بار کل پول خود را از دست می‌دهند تمایل بیشتری به سرمایه‌گذاری نشان می‌دهند تا اینکه به آن‌ها گفته شود هر ساله به‌طور متوسط 3.3% از ارزش جاری سبد سرمایه‌گذاری آن‌ها در معرض زیان قرار دارد.

بررسی بهترین سناریوها گاهی باعث افزایش ریسک‌پذیری مؤسسات می‌شود.  همیشه روش‌های گوناگون بررسی یک موقعیت ریسکی را جستجو کنید تا تحت تأثیر نحوۀ بیان و یا فرمول‌های ریاضی قرار نگیرید.

6. به ما یاد داده‌اند که کارایی و بیشینه‌سازی ثروت سهامداران با کارهای تکراری[5] سنخیت ندارد.

بیشتر مدیران نمی‌دانند که بهینه‌سازی، شرکتشان را نسبت به تغییرات محیطی حساس می‌کند. سیستم‌های زیستی از عهدۀ تغییرات برمی‌آیند؛ از میان همۀ این سیستم‌ها، طبیعت بهترین مدیر ریسک است. این تا حدی بدان خاطر است که طبیعت تکرار را دوست دارد. تکامل به ما اعضای یدکی اهدا کرده است. به‌عنوان مثال ما دو شش و دو کلیه داریم که به ما امکان بقاء می‌دهد.

در شرکت‌ها تکرار معادل ناکارآمدی آشکار، ظرفیت‌های استفاده‌نشده، دارایی‌های بلا استفاده و پولی است که درگیر کار نیست. عکس این‌ها شامل استفاده از اهرم است که به ما یاد داده‌اند چیز خوبی است. این‌طور نیست. شرکت‌های وام‌گیرنده شکننده هستند. اگر شما وام زیادی دریافت کنید در صورتی که پیش‌بینی‌های فروش شرکت برآورده نشود، نرخ بهره تغییر کند و یا دیگر ریسک‌ها سربرآورد، ورشکست خواهید شد. اگر شما کمتر بدهکار  باشید بهتر می‌توانید حریف تغییرات شوید.

تخصصی‌شدن بیش از حد، مانع تکامل شرکت‌هاست. نظریۀ دیوید ریکاردو[6] در رابطه با مزیت‌های رقابتی پیشنهاد می‌کند که برای دستیابی به کارایی بهینه، یک کشور باید نوشیدنی و کشور دیگر لباس تولید کند و به همین ترتیب هر کشوری متخصص ساخت یک محصول شود. چنین مباحثی تغییرات غیرمنتظره را نادیده می‌گیرد. اگر قیمت نوشیدنی‌ها ناگهان کاهش یابد چه اتفاقی می‌افتد؟

یکی از داستان‌های سرمایه‌داری، دربارۀ مشوق‌هاست. هیچ کس نمی‌تواند از افتخار فتح قله بهره‌مند شود مگر اینکه خود را در معرض خطر سقوط قرار داده باشد. با این وجود بسیاری از سیستم‌های پرداخت به‌طور طبیعی به ریسک شرکت‌ها می‌افزایند. اگر شما به شخصی جایزه‌ای بدهید بدون اینکه تمهیداتی برای بازستاندن آن قایل شوید، او برای مخفی‌کردن ریسک دارای انگیزه می‌شود و به فعالیت‌هایی روی می‌آورد که احتمال بالایی برای کسب سود‌های کوچک و احتمال پایینی برای مواجهه با زیان‌های بسیار بزرگ دارد. اگر چنین زیان‌هایی گریبان‌گیر شرکت شود، مدیران احتمالاً معذرت‌خواهی می‌کنند ولی الزامی در بازگرداندن جوایز گذشته ندارند. به همین دلیل است که بسیاری از مدیران روز به روز ثروت‌مند‌تر می‌شوند ولی سهامداران همچنان بی‌پول باقی می‌مانند. سهامداران باید به‌لحاظ قانونی این قدرت را داشته باشند که جوایز را از کسانی که آن‌ها را به خاک سیاه نشانده‌اند، بازپس گیرند. این اختیار، دنیا را به محل بهتری برای زندگی مبدل می‌کند.

علاوه بر این ما نباید برای کسانی که سازمان‌های ریسکی مانند تأسیسات هسته‌ای و بانک‌ها را اداره می‌کنند جایزه پیشنهاد دهیم. جامعه بزرگترین وظیفۀ مدیریت ریسک را به ارتش واگذار می‌کند ولی سربازان جایزه‌ای نمی‌گیرند.

به یاد داشته باشید که بزرگ‌ترین ریسک در وجود ما نهفته است: ما تخمینی دست بالا از توانایی‌هایمان داریم و تخمینی دست پایین از اشتباهات به‌عمل می‌آوریم. قدما غرور را مهم‌ترین کاستی می‌دانستند، خدایان مغرورها را با بیرحمی مجازات می‌کنند. قهرمانان را به یاد بیاورید که چگونه دچار مجازات‌های کشنده شدند: آشیل[7] و آگاممنون[8] با مرگ خود بهای غرورشان را پرداختند. زرکسز[9] به‌خاطر خودبینی در حمله به یونان ناکام ماند. بسیار از ژنرال‌ها در طول تاریخ به‌خاطر عدم‌شناخت محدودیت‌هایشان کشته شده‌اند. هر شرکتی که پاشنۀ آشیل خود را نشناسد، از همان محل در معرض مرگ قرار می‌گیرد.

میثم رادپور

 

 Reference

Nassim N. Taleb, Daniel G. Goldstein and Mark W. Spitznagel, (October 2009) "Six Mistakes Executives Make in Risk Management"  , Harvard Business Review, Volume 87, Number 10, Page 78.

 

 



[1].  inter dependencies

[2].  nonlinearities

[3].  socioeconomic

[4].  Richard Feynman

[5].  Redundancy

[6].  David Ricardo

[7].  Achilles

[8].  Agamemnon

[9].  Xerxes

فرم ثبت نظر
نام
آدرس ايميل
متن نظر *
متن کنترلی را وارد کنيد *

در اين بخش نظری ثبت نشده است.
© Copyright 2011 iranfinance.net All Rights Reserved. Powered by : HomaNic.com | Developed by :