تمنایی ناقابل، میانه‌ی این همه گرفتاری‌های بزرگ

دیدن این همه روشنی، شور جوانی و شادابی به من روحیه می‌دهد. از خنده‌هایشان، با هم بودنشان، گپ‌زدن و با اشتها و ولع‌خوردنشان خوشحال می‌شوم. شاید خودشان ندانند که همین لبخندها، تبسم‌ها و جنب‌وجوششان حال رهگذران سالمند مجموعه را که شب از کنارشان می‌گذرند، خوش می‌کند. برای من همین دویست قدم تا خانه، گاهی یکی از خوشایندترین لحظات روز است.