
این همه عظمت، برای این همه حقارت؟
واقعاً حیرت میکنم آدم هفتاد، هشتاد کیلویی، که بهظاهر چیز عجیبی نیست؛ دو دست، دو پا، یک سر و یک شکم دارد، در زیر همین پوست چه دنیای عظیمی را حمل میکند. گویی خداوند مجموعهای از کارخانهها، نیروگاهها، تصفیهخانهها، شبکههای حملونقل، مراکز مخابراتی، دستگاههای امنیتی، آزمایشگاههای شیمیایی و تعمیرگاههای شبانهروزی را در همین جسم کوچک جا داده است؛ دستگاههایی که لحظهای از کار نمیایستند و صاحب این بدن حتی خبر ندارد که در درونش چه غوغایی برپاست.















