این همه عظمت، برای این همه حقارت؟

واقعاً حیرت میکنم آدم هفتاد، هشتاد کیلویی، که بهظاهر چیز عجیبی نیست؛ دو دست، دو پا، یک سر و یک شکم دارد، در زیر همین پوست چه دنیای عظیمی را حمل میکند. گویی خداوند مجموعهای از کارخانهها، نیروگاهها، تصفیهخانهها، شبکههای حملونقل، مراکز مخابراتی، دستگاههای امنیتی، آزمایشگاههای شیمیایی و تعمیرگاههای شبانهروزی را در همین جسم کوچک جا داده است؛ دستگاههایی که لحظهای از کار نمیایستند و صاحب این بدن حتی خبر ندارد که در درونش چه غوغایی برپاست.
راه بقای خانواده در دوران تعلیق و کوچک شدن اقتصاد

مخاطب اصلی این نوشته خانواده های طبقه متوسط اند. این متن برای کسانی نوشته نشده است که
سرمایه های بزرگ دارند و میتوانند میان انواع فرصت های سرمایه گذاری و مصرف آزادانه انتخاب کنند. منظور
بیشتر خانواده هایی است که حاصل چند دهه کارشان خانه ای، اندک پس اندازی، حقوق بازنشستگی یا درآمد
ماهانه ای است؛ و نیز خانواده هایی که دیگر پس انداز قابل توجهی ندارند و مسئله ی اصلی شان این است که
چگونه درآمد جاری خود را اداره کنند و سطح زندگی شان را تا حد ممکن حفظ کنند .