من و بانک اقتصاد

فردوسی‌پور پای سفرهٔ میلیاردی بانک اقتصاد نوین
  • جدیدترین صورت مالی بانک اقتصاد نوین نشان می‌دهد این بانک فقط تا پایان سال گذشته ۴۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان را صرف تبلیغات رسانه‌ای کرده است.
  • این بانک منتسب به حسین عبده تبریزی، اقتصاددان نزدیک به دولت چهاردهم، اسپانسر برنامه فوتبال ۳۶۰ عادل فردوسی‌پور است.
  • فردوسی‌پور، تهیه‌کننده و مجری برنامه فوتبال ۳۶۰، به‌تازگی گفته که «کل هزینه‌های ما از طریق اسپانسر تامین می‌شود و ذره‌ای از جیب مردم نیست».

سال گذشته خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفته بود هزینهٔ تبلیغات بانک اقتصادنوین در ۶ ماه ۲۸ برابر شده و «صرف برنامه فوتبالی فردوسی‌پور شده است.»

 

من و بانک اقتصاد نوین

امروز یکی از دوستان خبر بالا را به صورت خصوصی برای من فرستادند. تصمیم گرفتم آن را به صورت عمومی با شما در میان بگذارم.

طی بیست و پنج سال گذشته هرازچندگاهی خبری درباره‌ی بانک اقتصاد نوین منتشر شده، و این ادعا هم تکرار می‌شود که من از سهامداران بزرگ بانک بوده یا هستم.

لازم می‌دانم یک بار دیگر این موضوع را به صراحت روشن کنم که اولاً من تنها بنیان‌گذار بانک اقتصاد نوین به نمایندگی از شرکت سرمایه‌گذاری ساختمان بوده‌ام، اما هیچ‌گاه، حتی یک سهم از این بانک نداشته‌ام. مجوز تأسیس بانک را شخصاً و بر اساس اعتبار حرفه‌ای خودم از مرحوم آقای دکتر نوربخش، رئیس‌کل وقت بانک مرکزی، دریافت کردم. هنوز روزی را که برای افتتاح بانک به ساختمان آن در خیابان آفریقا آمدند، به یاد دارم. همان‌جا به من گفتند: «این مجوز را به اعتبار شخص شما داده‌ام که تخصص و فهم موضوع را دارید».

بنده از همان ابتدا اعتقاد داشتم که کارکنان بانک نیز باید در موفقیت آن شریک باشند. به همین دلیل، به همه‌ی کارکنان بانک، هر کدام صد هزار تومان وام داده شد تا سهام بانک را خریداری کنند. به اعضای هیئت‌مدیره نیز پنجاه میلیون تومان وام داده شد تا سهامدار شوند. اما خودم به عنوان رئیس هیئت‌مدیره از این مزیت استفاده نکردم. در نتیجه تقریباً همه‌ی مدیران و کارکنان بانک سهامدار بودند، اما تنها کسی که حتی یک سهم هم نداشت، خود من و خانواده‌ام بودیم.

سهام بانک خیلی زود حدود بیست‌وپنج برابر شد. بسیاری از کارکنان سهام خود را فروختند، وامشان را تسویه کردند و صاحب‌خانه شدند. هنوز به یاد دارم که نه فقط منشی من، بلکه حتی موتورسواری که کارش جابه‌جایی مدارک هیئت‌مدیره بود نیز با سود همان سهام و پس‌انداز شخصی توانستند در خیابان آفریقا آپارتمان بخرند.

دو و نیم سال بعد که از بانک اقتصاد نوین جدا شدم و به سازمان بورس رفتم، تنها طلب من از بانک بابت مبلغ بازخریدی بود که سه میلیون تومان می‌شد. آن مبلغ را نیز با حدود یک سال تأخیر دریافت کردم. شاید بتوان گفت تنها چیزی که از بانک نصیب من شد، شمارهٔ حساب یک بانک بود که آن هم به همت معاون مالی وقت، آقای رحمتی، به من اختصاص یافت.

از سال‌های نخست، شایعه‌ای رایج بود که من مالک پنجاه درصد سهام بانک هستم. شاید علت این تصور آن بود که بنیان‌گذار شرکت سرمایه‌گذاری ساختمان ایران هم بودم که از سهامداران بانک بود؛ برخی گمان می‌کردند یا به قصد شایع می‌کردند که من سهامدار عمده‌ی آن شرکت نیز هستم.

بعدها، در دهه‌ی نود، نیروهای امنیتی کشور برای چند سال به دلایل دیگری سوابق و مالکیت‌های بانک را با دقت بررسی کردند. یکی از موضوعات دیگری که بررسی کردند، همین پنجاه درصد سهام منتسب به من بود. اما نتیجه‌ی بررسی‌ها روشن بود: یک سهم به نام من، به نام همسرم و یا به نام فرزندم در بانک اقتصاد یا شرکت سرمایه‌گذاری ساختمان صادر نشده بود.

ظاهراً در شرایط ایران برای بسیاری غیرقابل باور است که فردی بنیان‌گذار بانک یا شرکت‌های عام متعدد باشد اما خود طمعی به سهام شرکت نداشته باشد، و بعد از چند سال آن بنگاه‌ها را ترک کند. حتی بعدها شایعه کردند که من با نام‌های مستعار در بازار سرمایه خرید و فروش می‌کنم. اما الان که دیگر ۷۵ ساله شده‌ام، باید آن سهام را به نام خودم یا خانواده‌ام تغییر دهم! همه‌ی بررسی‌ها در نهایت همان واقعیت اولیه را تأیید کرد: من هیچ سهمی، نه به نام خود و نه به نام افراد خانواده‌ام، در اختیار نداشتم.

این موضوع فقط به بانک اقتصاد نوین محدود نمی‌شود. در تمام سال‌هایی که در مسئولیت‌های عمومی (نه دولتی که یک ساعت هم کارمند دولت نبوده‌ام) و حرفه‌ای حضور داشته و انبوهی از شرکت‌ها را تأسیس کردم، برای حفظ استقلال حرفه‌ای، هیچ‌گاه در شرکت‌های بورسی سهامدار نبودم. تنها شرکتی که دارایی من و خانواده‌ی من را تشکیل می‌دهد، سهامی است که در شرکت «دانایان» دارم که در سال‌های اخیرتر، به شکل سهامی خاص تأسیس شد.

این مطالب را پای تعریف از خود نگذارید. خرید سهام هیچ اشکالی ندارد و من تمام عمرم آن را تبلیغ کرده‌ام. فقط اینجا این را می‌گویم که یادآوری شود در کشوری زندگی می‌کنیم که عده‌ای به هر دلیلی به دنبال تخریب‌اند. یعنی ۲۳ سال بعد از این که شما بنگاهی را ترک کرده‌اید، هنوز عملیات و فعالیت بانک را به شما منتسب می‌کنند. هر قدر هم که شما رعایت کنید و حساسیت و دقت نشان دهید، باز هم چنین شایعاتی مطرح می‌شود.

هدفم تنها ثبت واقعیت و نشان دادن اوضاعی است که کسب‌وکارها در آن زندگی می‌کنند. اجازه دهید یک بار دیگر به صراحت اعلام کنم که نه تنها هیچ‌گاه حتی یک سهم از بانک اقتصاد نوین نداشته‌ام، بلکه در تمام سال‌های حضورم در مسئولیت‌های عمومی، نه من و نه همسر و نه فرزندم، هیچ سهمی در هیچ شرکت بورسی نداشتیم. تنها استثنا، شرکت دانایان است که پس از پایان همه‌ی مسئولیت‌های عمومی به شکل سهامی خاص تأسیس شد.

ارادتمند
حسین عبده تبریزی

جدیدترین محتواها

مقاله‌ها

من و بانک اقتصاد

امروز یکی از دوستان خبر بالا را به صورت خصوصی برای من فرستادند. تصمیم گرفتم آن را به صورت عمومی